مسافر
نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي .... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي دوستت داشتم ...يادت هست ؟ ...گفتم دوستت دارم ...و تو گفتي كوچكي براي دوست داشتن ....رفتم تا بزرگ شوم ...اما آنقدر بزرگ شدم كه يادم رفت دوستت داشتم مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست...
یادت می یاد گفتی به من،عشق تو رو به دل دارم؟ دروغ می گفتی اما من،راست راستکی دوستت دارم سر به سرم گذاشتی وچند روزی موندگار شدی گفتی که همدمم میشی،همرنگ روزگار شدی چشمات به من دروغ میگفت،امابازم میخواستمت وقتی که رفتی به سفر،به انتظار نشستمت پیش خودم دلم می گفت:که برمی گردی از سفر برگشتی اما چه جوری؟دستت تو دست یک نفر! دلم که باور نمی کرد!ازتو یه دستی خورده بود اون روز نشست وگریه کرد،که بازی رو نبرده بود بعداز سرود عشق تو دلم دیگه شعری نخوند همرنگ آدما شد وعاشق هیچکسی نموند بعد از تو ونگاه تو،دلم دیگه فریب نخورد دیگه برای هیچکسی ،به خاطر نگاش نمرد اگرابرهای آسمان باریدنشان را فراموش کنند اگر خورشید درخشان درخشیدنش رافراموش کند اگر ماه فروزان تابیدنش را فراموش کند اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند اگر دریا تلاطم امواجش را فراموش کند اگر مادری حق فرزندش را فراموش کند این را بدان که من هرگز فراموشت نخواهم کرد
![]()
نه در قفس
عشق را دوست دارم 
نه در هوس 
تو را دوست دارم
تا آخرین نفس .!!
| Design By : Night Skin |


