مسافر
انتظار آسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم زندگي شيرين است اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم مشکلات حل مي شود اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببينم خيال رفتن داري اما بدان دوستت دارم از پشت اين همه فاصله از پشت اين همه حرف دوستت دارم ، دوستت دارم دل وحشت زده در سینه من می لرزید دست من ضر کرده ام با غم تنهایی خو دیگر از پاسخ خود نومیدم به به دیواره زندان کوبید "آی همسایه زندانی من ضربه دست مرا پاسخ گوی ضربه دست مرا پاسخ نیست تا به کی باید تنها ،تنها وندر این زندان زیست ضربه هر چندبه دیوار فرو کوبیدم پاسخی نشنیدم سالها رفت که من عشق لا لایی بارون تو شباست نم نم بارون پشت شیشه هاست لحظه ی شبنم و برگ گل یاس لحظه ی رهایی پرنده هاست تو خود عشقی که همزاد منی تو سکوت من و فریاد منی... تو خود عشقی که شوق موندنی غم تنهایی گنگ شعر های منی وقتی دنیا دردبی حرفی داره تویی که فریاد دردای منی تو خود عشقی که همزاد منی تو سکوت من و فریاد منی دستای تو خورشید و نشون می دن چشمای بستم و بیدار می کنند صدای بال پرنده رو لبات تو گوشام دوباره تکرار می کنند زندگی وقتی که بیزاری باشه روز و شبهاش همه تکراری باشه شاید عشق برای بعضی عاشقا لحظه ی بزرگ دیداری باشه عشق لا لایی بارون تو شباست نم نم بارون پشت شیشه هاست لحظه ی عزیز با تو بودن آخرین پناه موندن من تو خود عشقی که همزاد منی تو سکوت من و فریاد منی. نمی خواهم به جز من دوستدار دیگری باشی برای لحظه ای ، حتی به فکر دیگری باشی، نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری ببیند، نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشیند، نمی خواهم کسی نقش چهرات در خاطرش ماند، نمی خواهم نگاهی در نگاه تو در آمیزد ، نمی خواهم به غیر از من بگیرد دست تو دستی ، نمی خواهم کسی یارت شود در ره مستی ، نمی خواهم به جز من یار کسی باشی گل نازم !!!!! نمی خواهم خار و خسی باشی ، نمی خواهم کسی با یار من سخن گوید اگر چه قاصدم باشد که تا پیغام من گوید
به لطافت برگ گل
به ظرافت و زيبايي گل رز ، نرگس ، مريم
به لطافت شبنم صبحگاهي ، به استقامت كوه ، به پختگي پير دهر
دوستت دارم ، دوستت دارم
به اندازه يك دنيا پر از محبت ، به تو عشق مي ورزم
كاش كه اين عشق را با محبت پاسخ دهي
دوستت دارم ، دوستت دارم
عشق من منتظرت مي مانم ، تا قيامت ، تا دنيا هست
تا روزي عشقت را نثارم كني
دوستت دارم ، دوستت دارم
مرغ عشق زيباي من
فرسنگها از من دوري و روحم متعلق به توست
دوستت دارم ، دوستت دارم
دوستم داشته باش ، تا اعماق روحم از عشق تو لبريز شود
اميد به تو دارم ، اميدم را نااميد نكن
محبوب من ، دلدار من ، عشق من
دوستت دارم ، تا دوستم داشته باشي
مرغ عشق من ، جفت زيباي من
دوستت دارم ، دوستت دارم
اگر بدانم كه عاشقم هستي و مرا مي خواهي
غم هجرانت را به جان مي خرم
دوستت دارم ، دوستت دارم
مرغ عشق من ، جفت زيباي من
اميد و آرزويم ، تا آخر عمر منتظرت مي مانم
دوستت دارم ، دوستت دارم
چشمانت را براي زندگي مي خواهم
اسمت را براي دلخوشي مي خوانم
دلت را براي عاشقي مي خواهم
دستت را براي نوازش مي خواهم
صدايت را براي شادابي ميشنوم
و پاهايت را براي همراهي مي خواهم
عطرت را براي مستي مي بويم
خيالت را براي پرواز مي خواهم
و
وجودت را براي پرستش مي خواهم
زنداني زندان دقايق نشدي ...
وقتي که مرا از دل خود مي راني ...
يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ...
زرد است که لبريز حقايق شده است ...
تلخ است که با درد موافق شده است ...
شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ...
پاييز بهاريست که عاشق شده است
| Design By : Night Skin |


