تبليغاتX
مسافر


مسافر

عمريه ميون دريا

يه جزيره تك وتنهاس

مث يك نقطة تاريك

تو دل آبي درياس


خاك خسته اي كه خورشيد

پشت كوهاش نرسيده

سنگ سردي كه پرنده

تو هواش پر نكشيده


روزا سرده، اگه خورشيد

به دل دريا مي تابه

شبا تنهاس، اگه مهتاب

ميون موجا مي خوابه


خيلي وقته يه مسافر

به غروبش نرسيده

عمريه كه اين جزيره

حتي ماهيگير نديده


منم اون جزيرة دور

به افق مونده نگاهم

خيلي وقته بي عبورم

خيلي وقته چش به راهم


نمي خوام جزيره باشم

نمي خوام تنها بمونم

سخته تنهايي خدايا

نمي تونم، نمي تونم

 

نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 5:28 PM توسط مهدی| |


Design By : Night Skin