مسافر
نشستنش مقدسه حتی اکه تورو نخواد نفس کشیدنش بسه..... وقتی چشات تر شد وقتی دیگه نبود کسی امید یا هم نفسی بدون که هست اینجا کسی که تو واسش همه کسی گمتام سفر کردم و گمنام بمیرم خواهم زخدایم که به دلخواه بمیرم یعنی تورا بینم و آنگاه بمیرم می دونم باور نداری ٬ توی این دور و زمونه ٬ هیچ کس قبول نداری ٬ آخه تو دنیای چشمات ٬ منو کاغذی می بینی می دونم داری می خونی ٬ از دو چشمام رنگ چشاتو ٬ ولی این عشق عزیز رو ٬ نمی تونی که بگیری می دونم می خوای بمونی ٬ ولی تو بازم همونی ٬ کاشکی باورم می کردی ٬ توی این سکوت دلگیر ، منو هم صدا می کردی ٬ تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه از اینجا که من ایستادم چه قد تا آسمون راهه من از تکرار بیزارم از این لبخند پژمرده از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده
به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابُ بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابُ چرا گریه ام نمی گیره مگه قلب من از سنگه خدایا من کجا میرم کجای جاده دلتنگه
میخام عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره سر راه بهشت من درخت سیب می کاره
دلم پیر و پریشونه یه کاری کن جوون باشم پرنده بودن آسونه کمک کن آسمون باشم
تا الان هیچ گنجشکی نگفته من قفس میخام آهای دنیا خفم کردی ولم کن من نفس میخام
| Design By : Night Skin |


